مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

دانلود رمان من دختر خیابانی نیستم با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان من دختر خیابانی نیستم با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

غزل بی جا میکنه. من و مامان زری دیگه هیچی نگفتیم. با همون اخم ادامه داد: -به کارای خونه برسه و اینجا بیاد حوصله اش نمیره. بریم خونه غزل…

.

رمان من دختر خیابانی نیستم

رمان من دختر خیابانی نیستم

.

بخشی از رمان:

مامان زری: خب بیچاره دل داره. با اخمی غلیظ تر گفت: -وقتی هر جایی شد هم دل داره؟

چقدر ساده منو قضاوت میکرد. چقدر ساده از حس من میگذشت.

مامان زری: چی میگی آرش؟

آرش رو به من گفت: -تو از مامان خواستی بگه بهم؟

-من …من … رگ های پیشونیش برجسته شد.

دستمو کشید و گفت: -کاری میکنی که اینجا هم نیارمت.

مامان زری ایستاد جلوش و گفت: ! نابودت میکنم آرش ، دستت بهش بخوره ،

آرش دستش رو توی موهاش فرو کرد و آروم گفت:

-مامان نمیزنمش. حالا برو کنار.

ولی بلند گفت:،مامان زری رفت کنار -آرش باید گوشی خونتون رو وصل کنی.

میخوام به دخترم زنگ بزنم. ولی انگار ، اومدیم از خونه بیرون و آرش در رو محکم به هم کوبید.

نمیدونم با زمین و زمان دعوا داشت.

نشستم جلوی ماشین. راه افتاد. رفتیم سمت خونه. ،

من رفتم داخل اتاق و اون نشست پای تی وی. پنجشنبه بود.

حالا که اینجوره اینجوری دیگه فایده نداره. تا ، من لباس بازتر میپوشم آقا آرش!

به قول آیدا ساعت هفت عصر خوابیدم. ساعت هفت بود. بیدار شدم.

رفتم بیرون و کمی ماکارونی واسه شام درست کردم.

آرش پای کاناپه خواب بود. چقدر جذاب ، میشه وقتی میخوابه.

بیخیال نگاه کردن بهش شدم و رفتم سمت حمام دوشی گرفتم.

اومدم و موهامو با سشوار خشک کردم و کمی آرایش کردم.

تاپ نیم تنه قرمز رنگی رو همراه دامن کوتاه مشکی رنگ پوشیدم.

کفش پاشنه پنج سانتی قرمز رنگی رو هم پام کردم.

اون طرف رو نگاه ، رفتم بیرون. بیدار شده بود؟ نبودش! کمی این طرف دقیقاً پشت سرم ، کردم بود..

لینک دانلود

دانلود


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.