مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

دانلود رمان ستاره چشمک زن با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان ستاره چشمک زن با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان:خلاصه از زبان نویسنده:خوب دوستان این کارمم واقعیه..اما… اما خوب اتفاقات تو کشور خودمون نبوده… ولی من تو خود ایران عملیش کردم … البته با کمی تغییر…

اصل، دختر و پسر قصمه که ایرانی بودن…… تو این رمانمم مثل بقیه هم میشه خندید هم گریه کرد… این نوشتمم مثل همه رمانام کل کل توش پیدا میشه اما لج و لجبازیش بیشتره ….پایان خوش

.

رمان ستاره چشمک زن

رمان ستاره چشمک زن

 

.

قسمتی از رمان:

ننه می خوای ببرمت سردستت کنم؟
خندیدم و تو دلم گفتم ننه جان قربونت برم تو جات و خیس نکن نمی خواد من و سردست کنی…اما بعد از خودم خجالت کشیدم خوب اون رابطه ی مغز و نخاعش مشکل پیدا کرده دست خودش که نیست…
من: نه ننه جان مرسی زحمتت میشه…
ننه: نه ننه چه زحمتی… اینجا همه و من سردست می کنم دیگه عادت کردم… راستی تو مجید و ندیدی؟
خنده ای کردم و مثل همیشه لپش و کشیدم و گفتم:
نه ننه…رفته نون بخره الاناست که بیاد…
و بعد رفتم پیش خانمی که تازه آورده بودن و افسردگی داشت…با کسی حرفی نمیزد… و همیشه غمگین بود…
دستم و گذاشتم رو دستش…برگشت یه نگاهی بهم انداخت و دوباره برگشت سمت درختا و به اونا نگاه کرد..
من: با اینکه چند تا درخت سادست البته از نظر بعضیا…اما وقتی بهشون نگاه می کنم آرامش میگیرم…هر کسی نمی تونه زیبایی این چند تا درخت و درک کنه… شاکرم که من این توانایی و دارم… شما هم مثل من هستین درسته؟
یه نیم نگاهی بهم انداخت و دستش و از تو دستم درآورد..و گفت:
مزاحم خلوتم نشو دختر جون…
من: ببخشید نمی خاستم مزاحمت شم…فقط اومده بودم یه درخواستی ازتون داشته باشم…بگم و زود برم؟
سکوت کرد یعنی اینکه منتظر یا اینکه می گه برو بمیر… خوب من نیمه پر لیوان و نگاه می کنم و می گم…

.

لینک دانلود رمان :

.

دانلود رمان  مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.

دانلود رمان  مخصوص گوشی های جاوا  (JAR)

.

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

.

دانلود رمان مخصوص گوشی آیفون و کتابخوان ها (EPUB)

.


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.