مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.

دانلود رمان کویر تشنه با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان کویر تشنه با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان:مینا دختر زیبایی است و خواستگارن زیادی دارد آنان به تازگی با خانواده ایی اشنا شدند که با شعور پولدار و فهمیده هستند پسر این خانواده عادل پسر زیبایی است و خواستگارمینا است ولی مینا فقط او را برای دوستی میخواهد ولی دوست ندارد که با او ازدواج کند .مینا به پسر عمو عادل علاقهمند است و مایل به ازدواج با اردشیر است ولی با مخالفت خانواده روبرو میشود و بدون عشق با عادل ازدواج میکند .عادل زندگی سرشار از تفاهمی را با او آغاز میکند ولی اردشیر دست از سر مینا بر نمیدارد و دل هوسباز مینا کار دستش میدهد..

.

رمان کویر تشنه

رمان کویر تشنه

.

قسمتی از رمان:

از هفت هشت سالگی یادم می آید هر وقت سر خاک پدر می رفتیم، مادر به جای اینکه سر مزارش فاتحه بخواند، ناسزا میگفت.او را لعنت میکرد و برایش طلب زجر و شکنجه میکرد.

به سینه اش می کوبید و می گفت: “مرد، خدا نیامرزدت. خدا هر چی ظلم به من و اون کردی سرت بیاره. تنت تو قبر بلرزه که مثل زلزله زندگی من و این بچه رو ویرون کردی.”

آن لحظه خیلی ناراحت و عصبی میشدم، اما بعد که میگفت: “آخه هنوز هم دوستت دارم. دلم برات میسوزه. حاضر بودم با خودت زندگی میکردم، اما الان آن قدر انتظارشو نمیکشیدم.” گیج میشدم. مثل درمانده ها سر در نمیاوردم.

سیزده چهارده ساله که شدم، بالاخره جرات کردم و پرسیدم: “به چه حقی بابامو نفرین میکنی؟ اون دستش از دنیا کوتاهه. مگه چیکار کرده؟ ما که تو ناز و نعمتیم. چی برات کم گذاشته؟ دوستش هم که داشتی.دوستت هم که داشته!”

مادر با چشمهای اشک آلودش به من نگریست. حرف گنگی در نگاهش سرگردان بود که به بیان در نمی آمد. دوباره به سنگ قبر چشم دوخت و این بار با صدای بلندتری نالید: “خدا، چی کار کنم؟ تا کی این همه درد و غصه رو تو دلم بریزم؟ این بچه رو چطور قانع کنم؟”

باز این ضجه*هایش مرا محکوم به سکوت کرد. اما آخر تا کی باید بیجواب میماندم؟ بنابراین از رو نرفتم و هنگام بازگشت، در حالی  که رانندگی میکرد، از او پرسیدم: “مامان آدم حسابم کن و جواب سوالم را بده. من می خوام بدونم بابام کی بوده. این حق منه.”

-تو عزیز دل منی. تو امید زندگی منی، قربونت برم. اما نمیتونم الان به تو تفهیم کنم که چی به ما گذشته. به دلایلی نمیتونم، دخترم.

-آخه یعنی چی؟

-یعنی اینکه وقتی بزرگتر شدی و فهمیدی حق چیه و معنی بعضی کلماتو بهتر درک کردی، وقتی عقلت آنقدر رشد کرد که درست قضاوت کنی، اون وقت بهت میگم. قول میدم. الان زوده. بدتر افکارت پریشون میشه.

هفده ساله که شدم، چون ظرفیتم پر بود، لب گشودم و پرسیدم: مامان تو اصلا بابامو دوست داشتی؟

-خوب معلومه. بله که دوستش داشتم.

-منظورم وقتیه که زنش شدی.

-نه

-برای من بابای خوبی بود؟

.

با توجه به چاپی بودن رمان و رعایت حق مولف این کتاب فاقد لینک دانلود می باشد.

.


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.