مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.

دانلود رمان مسافر مهتاب با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان مسافر مهتاب با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان: آقای محبیان به خاطر عمل جراحی عازم خارج هست و دخترش نازنین رو به دوستش تو تهران می سپاره که دو پسر جوان داره در این میان…

.

رمان مسافر مهتاب

رمان مسافر مهتاب

.

قسمتی از رمان:

وحید از آیینه نگاهی به عقب کرد و گفت:

-داره می آد.

سعید که از آیینه بغل به عقب نگاه می کرد گفت:

-چقدر هم ناز داره.

وحید لبخند شیطنت آمیزی زد و گفت:

-مزه اش به همین نازشه.

دختر قدمی به طرف اتومبیل آنها که گوشه خیابان پارک شده بود،برمی داشت لحظه ای می ایستاد و دوباره قدمی دیگر برمی داشت.

سعید گفت:

-فقط دو قدم دیگه.

و چشمان هر دو درخشید.دختر به کنار ماشین رسیده بود که سعید گفت:

-آماده.

وحید دنده را جا زد.دست دختر به طرف دستگیره رفت.سعید تقریبا فریاد زد:

-حالا.

و پای وحید پدال گاز را فشرد.ماشین با صدای قیژی از جا کنده شد و صدای شلیک خنده سعید و وحید در اتومبیل پیچید.سعید گفت:

-هنوزم دستش رو هواست.

وحید به یک فرعی پیچید.ماشین را کنار کشید و ایستاد.سرش را روی فرمان گذاشت.شانه هایش از شدت خنده می لرزید.سعید،چشمش را با پشت دست پاک کرد و گفت:

-خدای من!قیافه اش دیدنی بود.

و دستش را بالا آورد و انگار که می خواهد دستگیره را بگیرد،به طرف جلو حرکت داد.وحید گفت:

-قیژ.

و سعید با حالت مسخره ای،صدایش را نازک کرد و گفت:

-احمق،بی شعور،بی لیاقت.

.


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.