مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.

دانلود رمان بی تو با تو بودن با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان بی تو با تو بودن با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان:داستان درباره دختری  شیطونبه اسم آنیاس  که هر جا میره کسی رو برای کل کل کردن پیدا می کنه.تا این که طی یه اتفاق با فردی آشنا میشه که…

.

رمان بی تو با تو بودن

رمان بی تو با تو بودن

.

قسمتی از رمان:

در حالی که تند تند از پله ها پایین می رفتم، در کیفم رو بستم. در ورودی ساختمون رو باز کردم. دویدم بیرون و در رو نبستم و گذاشتم خودش بسته بشه. نفس نفس زنان به سر کوچه رسیدم و نگاهی به ساعت مچیم انداختم؛ نفس راحتی کشیدم، آخیش خیلی هم دیر نشده. تازه آنالیا، دوستم هم هنوز نیومده. همونجور سر کوچه ایستادم تا قبل از اومدن آنالیا یه مرور خاطرات کنم. من آنیا سیفرید، تک دختربابام. با چشمای طوسی مایل به آبی و موهای قهوه ای با رگه های طلایی بینیم اندازه ی متوسطی داره و لبام نسبتا قلوه این. قدم متوسطه و لاغرم. در واقع میشد گفت بیشتر از اون که چهره ی زیبایی داشته باشم، چهره م خاصه. به خاطر رنگ خاص موها و چشمام؛ وگرنه معتقد بودم که مامان از من خوشگل تره! کلاس دوم راهنمایی هستم. درست زمانی که هفت سالم بود به ایران اومدیم. پدرم توی کانادا بدنیا اومده بود و در جوونی برای کار اومده بود ایران که یک دل نه صد دل عاشق مادرم شد! مادرم زنی کاملا شرقی، چشم و ابرو مشکی با موهای قهوه ای تیره ست و من _ به غیر از موهام که نمیدونم چطور از مادر بزرگ مادریم به ارث بردم! _ کاملا مثل پدرم هستم. مادرم من رو توی کانادا به دنیا آورد و بعد از اینکه من مهد کودک رفتم دوباره به ایران برگشتیم و من اینجا درس خوندم. از همون سال اول پدرم بدنبال مدرسه ای بود که شبیه مدارس خارج باشه و امسال بالاخره پیدا شد ، مدرسه ای مختلط و کمی هم غیر قانونی که به زور پول ما رو ثبت نام کردن!! من و دوستم آنالیا – که اونم تقریبا از لحاظ زندگی شبیه من بود چون مادرش فرانسوی بود و پدرش ایرانی که بعد نمیدونم به چه نحوی همدیگرو دیدن و ازدواج کردن! من و آنالیا توی اول دبستان با هم دوست شدیم و همدیگرو خیلی خوب درک میکنیم.- داریم به این مدرسه میریم .آنالیا چشم های آبی روشن و موهای طلایی فر داره. کمی از من بلندتر، ولی یه نمه تپل تره! درست عین عروسکا میمونه! البته هر بار که بهش این لقب زیبا رو یاد آوری میکنم، میخواد منو بزنه! اوه چه عجب،بالاخره آنالیا هم اومد و نفس نفس زنان گفت:

.

لینک دانلود رمان :

.

دانلود رمان  مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.

دانلود رمان  مخصوص گوشی های جاوا  (JAR)

.

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

.

دانلود رمان مخصوص گوشی آیفون و کتابخوان ها (EPUB)

.


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.