مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.

دانلود رمان بیداری خون آشام با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان بیداری خون آشام با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان:دکتر رو به رویم نشسته بود و با دست‌های لاغرش پرونده‌ام را روی دامن پشمی‌اش نگه داشته بود. از پشت شیشه‌های عینکش با چشم‌های خاکستری روشنش به من نگاه کرد. چهره‌اش بد نبود ولی به خاطر موهای بورش که سفت و محکم به شکل گوجه‌ای بالای گردنش بسته بود، چهره‌اش سخت و تقریبا عصبانی به نظر می‌رسید. نمی‌توانست بیشتر از سی و پنج سال داشته باشد ولی به خاطر…

.

رمان بیداری خون آشام

رمان بیداری خون آشام

.

قسمتی از رمان:

ـ کابوس‌ها چی؟
ـ هنوزم می‌بینیشون؟
ـ آره.
دکتر رو به رویم نشسته بود و با دست‌های لاغرش پرونده‌ام را روی دامن پشمی‌اش نگه داشته بود. از پشت شیشه‌های عینکش با چشم‌های خاکستری روشنش به من نگاه کرد. چهره‌اش بد نبود ولی به خاطر موهای بورش که سفت و محکم به شکل گوجه‌ای بالای گردنش بسته بود، چهره‌اش سخت و تقریبا عصبانی به نظر می‌رسید. نمی‌توانست بیشتر از سی و پنج سال داشته باشد ولی به خاطر عینکش و جوری که موهایش را بسته بود چهل و پنج ساله به نظر می‌رسید. به نظر آدمی شایسته و خشک و رسمی می‌آمد ولی می‌توانستم ببینم که چیزی بیشتر از این درمورد او وجود دارد.
از پشت لبه‌ی عینکش به من نگاه کرد و گفت:« همیشه یه جورن؟»
هرچند می‌دانستم منظورش چیست ولی پرسیدم:« درمورد مامانم؟ آره اکثرشون درمورد مامانمه.»
مشتاق نسبت به هرکلمه‌ای که می‌گفتم پشت سر هم سوال می‌پرسید. پرسید:« اکثرشون؟»
تکرار کردم:« اکثرشون.»
پرونده‌ام را باز کرد و خودکاری از روی میز برداشت:« بقیشون چی؟ اونایی که درمورد مامانت نیستن؟»
ـ دکتر کیتس۱ من شش ماهه که دارم میام شما رو می‌بینم. خودتون بقیشو می‌دونین.

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.