مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.

دانلود رمان عشق اشتباهی با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان عشق اشتباهی با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه ی داستان:زندگی دختری به نام طنین که با مرگ پدرش با خانواده غربی عموش اشنا میشه و…

.

رمان عشق اشتباهی

رمان عشق اشتباهی

.

قسمتی از متن رمان:

در ایوان روی تک صندلی فلزی خاکستری رنگ زانوی غم بغل گرفتم. هوا کمی سرده اما نه اونقدر که نیاز به لباس گرم و شال و کلاه باشه دستام و زیر بغل می برم و به اسمون آبی شفاف نگاه می کنم..
اسمون ابی؛اسمون بی لکه؛اسمون بی پرنده ؛راستی چرا امروز اسمون کبود و دلگیر نبود!؟ چرا دودی نفس گیر نبود!؟ این اسمون ابی بی شک ارمغان بهار بود ارمغان سفرهای نوروزی،ارمغان ارامش کوچه ها از همهمه ی آدما و خلوتی خیابونا از ترافیک ماشینا، فصل بهار اومده..
بهار رو زمانی دوست داشتم زمانی که مثل تموم آدما در کنار خانواده م از اون لذت می بردم اما حالا !؟حالا نفرت دارم حالم از سرسبزی بهار، حالم از ارامش بهار، حالم از نگاه ترحم انگیز همسایه ها،حالم از همه چیز و همه کس بهم می خوره..
شدم یه ادم عقده ای که از دنیا و آدما بیزاره ..
راستی چرا !؟
ذهنم به عقب برمی گرده به چند روز قبل! به روز اول این بهار منفور به سفره هفت سین چیده شده در همین ایوان سوت و کور.. به مامان مونس با پیراهن چیت گلدار سفید سورمه ای که بوی نویی می داد به شور و اشتیاق خودم با بلوز گیپور سفید و دامن کوتاه گلبهی که بوی عطر دانهیل می داد به زنگ تلفن به دستای لرزانم به صدای غمگین و خش دار مامان ناهید که بوی مرگ می داد بوی حلوا و گلاب می داد بوی خاک و کافور می داد بوی واژه ی زشت یتیمی و تنهایی می داد صدای محزون مامان ناهید بعد از یک هفته همچنان در گوشم پژواک داره..
طنین جان تو حق داری بدونی پدرت، بابا بهرامت رفت راحت شد مرگ خوبی داشت مثل خواب یک نوزاد..
عکس العمل من چه بود!؟


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.