مدل لباس,مدل لباس 2015,مدل لباس مجلسی,مدل لباس عروس,مدل لباس شب,مدل لباس کوتاه,مدل لباس مجلسی

مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.

دانلود رمان هر دو باختیم با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان هر دو باختیم با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه داستان :ترنم به علت بیماری پدرش مجبور می شه اختیارات شرکت مهندسی پدرش رو به دست بگیره و خودش اونجا رو اداره کنه. برای جذب نیروی جدید اقدام می کنه و فقط یکی نظرش رو جلب می کنه.. اون شخص هم رادین تابشه.اما این اقا رادین بدون ماجرا نیست.. مجبور شده به این شرکت بیاد. ترنم اصلا از رادین خوشش نمیاد و همین جنجالی رو بین اونا راه می ندازه که خوندنی و جالبه…

.

رمان هر دو باختیم

رمان هر دو باختیم

.

قسمتی از رمان:

تنها کارایی اوردید همینا هستن؟
پسره با سر خوشی لبخندی زد: بله.
یه نگاه دیگه به نقشه های ابتدایی پسر انداختم: یعنی بهترین کارتون همینا بود؟
– بله.. پدرم یه نمونش رو به دوستش نشون داده بود.. اونم واقعا از نقشه ها خوشش اومد ولی من دلم می خواست مستقل باشم برای همین خودم دنبال کار گشتم.
خیلی سعی کردم جلوی پوز خند خودمو بگیرم.. به هر بدبختی بود خندمو کنترل کردم و با جدیت رو به پسر گفتم: باشه ممنون از این که اومدید.. حالا اگه لازم شد باهاتون تماس می گیریم.
از جاش بلند شد و با یه لبخند پت و پهن گفت: همکاری با شما باعث افتخارمه..
” بایدم باعث افتخارت باشه… اخه اینا چیه کشیدی؟
لبخندی زدم و گفتم: البته اگه همکاری در کار باشه!
لبخند پسر جمع شد.. حال کردم.خوب زدم تو پوزش.
قبل از این که کاملا خارج بشه گوشی رو برداشتم و از الهام خواستم بیاد دفترم.
الهام- این پسره چرا انقدر پکر اومد بیرون؟
از حرص دندونامو روی هم فشار دادم و گفتم: حداقل اون قبلیا ادعا هم داشتن توهم نداشتن که از همین الان خودشونو همکار بدونن.
الهام زد زیر خنده و گفت: خدایی همچین ادعایی داشت.
– نه دقیقا برگشته می گه ( با لحن پسره ) همکاری با شما باعث افتخارمه!

.

 


مرکز دانلود جدیدترین ژورنال های روز دنیا

http://journal.zarhonar.ir
/wp-content/uploads/2014/11/Zarhonar-journal-main.jpg

.



ارسال نظر







ما را در گوگل محبوب کنید.